ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

11

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مقدمه ايران فعلى به آن اندازه بزرگ نيست كه روزگارى شاه به كورش جوان مىگفت : « قلمرو سلطنت پدران من از جنوب تا آن نواحى گسترده است كه حرارت ، آنجا را غير مسكون كرده است و از جانب شمال تا سرزمين - هائى است كه يخبندان همه جا را فسرده است ، آنچه در اين بين قرار دارد مقهور ساتراپها ، دوستان و ياران برادر من است » . اما مع هذا ايرانيان بدان مىبالند كه كشورشان همه نوع آب و هوائى را در بر مىگيرد ، از گرم استوائى تا يخبندان شمالى و اين مطلب در جملهء « ايران هفت اقليم دارد » بيان مىشود . از آنجا كه اين نجد از اطراف با كوههاى بلند احاطه شده اين امكان بوجود آمده است كه بتوان پس از صرف ساعتهاى معدودى از سرزمين گرمى كه در آن خرما مىرويد به ارتفاعاتى رسيد كه در پرتگاههاى آن همواره برف وجود دارد ، يا مىتوان به دره‌هائى رفت كه فقط پاى چادرنشينان در ماه‌هاى تابستان ممكن است بدانجا برسد و بس . بيابانها و صحارى ايران به افريقا مىماند و قسمتهاى كم‌ارتفاع آن در ساحل خزر از نظر قدرت بارآورى و تنوع نباتات به سرزمين حاصلخيز هندوستان شبيه است ، بعضى از دره‌هاى دلكش ايران از نظر زيبائى از كشمير كه اين همه در وصفش سخن گفته‌اند سبق مىبرد ، درحالىكه خوزستان و لار آدمى را به ياد عربستان مىاندازد . از بركت اين خصوصيات است كه ايران در محدودهء خود تمام محصولات جنوبى و شمالى را از خرما و موز تا گياهانى كه در سرما و يخ هميشگى مىرويند يك‌جا جمع كرده است و به عبارت بهتر مىتواند بكند . اين كشور كه از نظر جنگل فقير است باز در ولايات ساحلى خزر داراى اقاقى ، بلوط ، آلش ، انواع سرو و غيره است ، آن هم با عظمتى كم‌نظير كه مىتواند چوب لازم را براى كشتىسازيهاى بزرگ تأمين كند ؛ به همين ترتيب هم ذخائر غير - قابل تخمين زغال و آهن و مس آن در انتظار روزى مانده‌اند كه استخراج شوند و صنايع عظيمى را پايه گذارند و پشتكار و هنرمندى كارگر ايرانى را به منصهء بروز برسانند . يكى از ديپلماتهاى فرانسوى با پى بردن به اين حقايق حتى ناگزير از بيان اين مطلب شد كه : اگر روزى صنعت در ايران پا بگيرد نه تنها واردات از اروپا به صفر مىرسد بلكه با توجه به نيروى كار ارزان